Tuesday, September 13, 2005

پدر فقیر فرزندش را کشت



[
پدر فقيري كه فرزندش را ا200 هزار تومان اجاره مي‌داد او را به قتل رساند
سرويس: حوادث 1384/06/22 09-13-2005 11:58:28 8406-09879: کد خبر
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: حوادث
پدري كه به دليل فقر شديد، پسربچه 8 ساله‌اش را به مبلغ 200 هزار تومان در سال اجاره داده بود، سرانجام او را پس از ضرب و شتم فراوان، به طرز فجيعي به قتل رساند.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا در پي گزارشي به كلانتري 14 رسالت، مبني بر يك فقره فوت مشكوك پسر بچه 8 ساله‌اي به نام «صابر‌ــ خ» در بيمارستان شهيد باهنر، ماموران بلافاصله در محل حاضر شدند.
بر اين اساس با حضور مأموران كلانتري در محل بيمارستان، تحقيقات به منظور بررسي علل وقوع حادثه آغاز شد.
اين درحالي بود كه اولياي دم كودك در دايره جنايي اداره آگاهي كرج عليه شخصي به نام «اصغرــ ب» با اتهام اين كه «فرزندشان به مدت يك ماه نزد او كه قاليباف بوده، كارگري ‌كرده، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسيده است. » شكايت كردند.
سرانجام با اعلام نظر پزشكي قانوني در خصوص علت اصلي مرگ مبني بر خونريزي مغزي بر اثر ضربات متعدد و عوارض ناشي از آن، ماموران جهت شناسايي مظنون اصلي يعني «اصغر ـ ب» به عنوان صاحبكار پسربچه، وارد عمل شدند.
بدين ترتيب با شناسايي محل كار و سكونت صاحبكار مقتول خردسال در شهرستان نظرآباد، مشخص شد كه وي پيشتر، از آنجا نقل مكان كرده است.
بر اين اساس با پيگيري‌هاي مستمر و اخذ نيابت قضايي، پليس آگاهي با استفاده از اطلاعات به دست آمده، اقدام به شناسايي مظنون اصلي در شهرستانهاي شهريار، قم و نظرآباد كرد ؛ اما منجر به نتيجه‌اي در اين‌باره نشد.
از اين رو با شناسايي منزل پدر «اصغر ــ ب» در كرج، محل سكونت وي در حصارك شناسايي و بدين ترتيب مظنون اصلي اين پرونده توسط ماموران اداره آگاهي دستگير شد.
«اصغر ــ ب» در بازجويي‌هاي به عمل آمده گفت: من قاليباف هستم و در حالي كه براي ديدن دار قالي‌ام به شمال رفته بودم، از طريق شخصي به نام «عبداله ــ ب» با خانواده «صابر» آشنا شدم .
او گفت: با التماس‌هاي مكرر مادر مقتول مبني بر اين كه شوهرش قصد فروش «صابر» را دارد و در اين صورت، ديگر فرزندي ندارد، به‌خاطر رضاي خدا و كمك به اين خانواده پذيرفتم كه «صابر» را نزد خود نگه دارم؛ از اين رو او را به منزل خود واقع در نظرآباد آوردم و در مدت يك ماهي كه وي با ما زندگي مي‌كرد، بسيار سالم و سرحال بود.
«اصغر ـ ب» اذعان كرد: يك هفته پيش از مرگ صابر، پدرش «عليرضا ــ خ» نزد من آمد و در حاليكه تقاضاي 200 هزار تومان وجه نقد كرد، به او گفتم : پول ندارم و او نيز عنوان كرد كه پسرش را با خود به شمال باز مي‌گرداند.
بدين ترتيب پس از يك هفته كه «صابر» به همراه پدرش از پيش ما رفت؛ روز جمعه درب منزلمان به صدا درآمد. زمانيكه درب منزل را گشودم، «صابر» را در حاليكه خاك‌آلود و هراسان بود، ديدم كه پدرش به دنبال او، قصد كتك زدنش را دارد و البته مانع آن شدم .
اين مظنون به قتل در ادامه گفت: در اين حال همسرم بلافاصله «صابر» را به حمام برد و متوجه آثار شديد كبودي بر بدن «صابر» شد.
وي افزود: وقتي علت كبودي‌ها را از «عليرضا» پرسيدم ، گفت: صابر از دستم فرار كرده بود.
«اصغر ــ ب» افزود: در حاليكه «صابر» و پدرش، شب را در منزل ما به سر بردند، به يكباره حال «صابر» بد شد و تب شديدي كرد، بطوريكه فرداي آن روز با خودروي دربستي به همراه همسرم، وي را به بيمارستان رجايي شهر كرج انتقال داديم كه پزشك پس از معاينه، اعلام كرد اين پسربچه بايد حداقل 6 ماه پيش از اين فوت مي‌كرد.
مظنون به قتل افزود: در حاليكه «صابر» به بيمارستان شهيد باهنر انتقال داده شده بود، در آن جا فوت كرد.
با اظهارات «اصغر ــ ب» به عنوان مظنون اوليه اين جنايت، در حاليكه عنوان كرده بود «عليرضا ــ خ» پدر «صابر» در بيمارستان مذكور متواري شده است، به طوري كه حتي براي تحويل جسد نيز اقدامي صورت نداده، ماموران براي تكميل پرونده، وي را دستگير و جهت بازجويي به اداره آگاهي كرج انتقال دادند.
«عليرضا ــ خ» پدر 31 ساله «صابر» در بازجويي‌ها ضمن اعتراف به قتل پسرش اذعان كرد: يك ماه پيش از مرگ «صابر»، «اصغرــ ب» به همراه شخصي به نام «عبدالله» به منزل ما در روستايي واقع در صومعه‌سرا آمد و از آن جا كه در پي استخدام يك كارگر براي قاليبافي بود، به دليل فقر و تنگدستي «صابر» را در قبال دريافت مبلغ 200 هزار تومان در سال به او دادم.
او گفت: پس از گذشت 10 روز از عزيمت پسرمان، من و همسرم براي ديدن «صابر» به نظر آباد رفتيم كه او را سرحال، تميز و با لباس‌هاي مرتب ملاقات كرديم.
به گزارش ايسنا، پدر«صابر» به عنوان عامل اصلي اين جنايت، در مدت يكماهي كه فرزندش نزد «اصغر ــ ب» نگهداري مي‌شد، دوبار ديگر نيز به ديدنش رفت كه در آخرين ملاقات از صاحبكار او مبلغ 100 هزار تومان ديگر را طلب كرد؛ اما زمانيكه وي موافقت نكرد، تهديد كرد كه «صابر» را با خود مي‌برد.
سرانجام در حاليكه براي سومين بار به بهانه ملاقات «صابر» ، نزد او رفت ، از آن جا كه «اصغر ــ ب» مبلغ درخواستي را به او نداد، پسر 8 ساله‌اش را با خود به صومعه‌سرا برد.
اين پدر فرزندكش در ادامه اعترافات خود اذعان كرد: در مدت يك هفته‌اي كه «صابر» به خانه بازگشته بود، مدام بي‌تابي مي‌كرد و از من مي‌خواست كه او را نزد خانواده «اصغر ــ ب» بازگردانم .
اين متهم به قتل در پايان اعتراف كرد: سرانجام زماني‌كه با پسرم به نظرآباد بازمي‌گشتيم، در راه ، او به يكباره به سمت منزل مورد نظر از دست من فرار كرد كه همين امر موجب عصبانيت من شد و از آن جا كه نتوانستم خود را كنترل كنم، «صابر» را با كمربند مورد ضرب و شتم قرار داده و سرش را با شدت به تير برق همان حوالي كوباندم تا اين‌ كه طي يك تعقيب و گريز، بالاخره به منزل «اصغر ــ ب» صاحبكار وي رسيديم.
به گزارش ايسنا با اعترافات پدر فرزندكش، پرونده اين جنايت به شعبه سوم بازپرسي كرج ارجاع يافت و متهم با قرار قانوني روانه زندان رجايي‌شهر شد.
انتهاي پيام
کد خبر: 8406-09879 نظر شما در مورد اين خبر

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home