Friday, February 03, 2006

مميزی فيلم در ايران: گفتگو با جعفر پناهی


مميزی فيلم در ايران: گفتگو با جعفر پناهی

گفتگو از هوشمند هنرکار و سميه عليپور


دايره که برنده نخست جشنواره ونيز در سال 2000 بود هنوز پروانه نمايش در ايران را به دست نياورده است
پرونده مميزی فيلم، به تبع محتوای خود، ناگفته ها و زوايای پنهان فراوانی دارد. بسا اين ناگفته ها بر کاغذی يا تصويری ثبت و ضبط نشده و تنها در حافظه آدمها جاری باشد، و از اين رو بسيار ناپايدار و ميراست.
بسياری از فيلمسازان و دست اندرکاران سينمای ايران، تمايلی به گفتگو در اين وادی نداشتند. اما چند نفری که دعوت ما را پذيرا شدند، اوراقی ارزشمند و روشنگر بر پرونده مميزی فيلم در ايران افزودند.
سايت فارسی بی بی سی شش گفتگوی ويژه با چهار فيلمساز و دو نفر از مسئولان حوزه سينمای ايران، در موضوع پرونده مميزی فيلم در ايران ترتيب داده که در روزهای آينده آنها را در اين صفحه می خوانيد. باب گفتگو با ديگر فيلمسازان و دست اندرکاران در اين زمينه همچنان گشوده است.
گفتگو با جعفر پناهی
دايره ساخته جعفر پناهی نخستين فيلم ايرانی بود که در جشنواره فيلم ونيز به شير طلايی دست يافت. نمايش اين فيلم که در سال 1379 ساخته شده در کنار فيلم طلای سرخ، ساخته ديگر پناهی همچنان در پرده ابهام است. در زير گفتگويی را با پناهی حول محور توقيف اين دو فيلم و مميزی در سينمای ايران می خوانيد.
جعفر پناهی: زمانی که قصد ساخت فيلم دارم خودم را آزاد می گذارم و به اين مسئله توجه می کنم که در جامعه ام چه موضوعی است که مرا به درد آورده و می خواهم آن را بسازم
هوشمند هنرکار: ظاهرا دايره، به واسطه قانونی که به معاون سينمايی وزير ارشاد اجازه می دهد به تشخيص خود فيلمی را توقيف کند، اجازه نمايش ندارد.
پناهی: با هر قانونی که اجازه به هر کسی در هر پست و مقامی دهد که بخواهد چيزی را سانسور يا در آن دخل و تصرف کند مخالفم. به نظر من اين مسئله توهينی است به فردی که اثری را خلق کرده و به شعور تماشاگر.
پس به طور کلی با دادن امکان توقيف و سانسور به هر فردی مخالفيد...
به اعتقاد من معاونت سينمايی صلاحيت اظهار نظر در مورد مسائل محتوايی فيلم ها را ندارد، بلکه وظيفه اش نظارت بر زيرساخت های سينما است. تعداد سينماهای ما بسيار کم است و سالن های سينمای ما وضعيت بسيار بدی دارند، اما نيرو، انرژی و توان مسئولان سينمايی به اين مسئله معطوف بوده که چه فيلمی به چه شکلی ساخته می شود.
صحبت اخير وزير ارشاد مبنی بر اين که ساخت فيلم ها، از مرحله نگارش فيلمنامه تا پايان کار بايد تحت کنترل باشد، توهين مستقيمی به فيلمسازان محسوب می شود. نمی توانم تصور کنم چطور ممکن است نگارش فيلمنامه تحت کنترل وزير و معاونانش باشد.
در دوران فيلمسازی تان پيش آمده فقط به خاطر بوجود آمدن امکان ساخت و نمايش فيلم هم که شده خودتان را با قوانين هماهنگ کنيد؟
نمايی از فيلم دايره
وقتی می خواهم کار کنم اصلاً به فکر اين مسائل نيستم. اگر بخواهم از آغار کار اين دغدغه را برای خودم به وجود آورم که کارم را با سليقه افرادی هماهنگ کنم، آن گاه نتيجه فيلم من نخواهد بود.
زمانی که قصد ساخت فيلم دارم خودم را آزاد می گذارم و به اين مسئله توجه می کنم که در جامعه ام چه موضوعی است که مرا به درد آورده و می خواهم آن را بسازم. دراين ميان هيچ گاه فکر نمی کنم چه کسی از کار من خوشش می آيد و چه کسی نه. اگر بخواهم تمام سليقه ها را در نظر بگيرم اصلاً نمی توانم فيلم بسازم.
اصلاً معتقد هستيد که بايد چارچوبی محدوده حرکت فيلمسازان را تعيين کند؟
اين چارچوب را خود فيلمسازان می دانند. آن ها در اين جامعه زندگی می کنند و از وضعيت موجود در اجتماع اطلاع دارند. اينکه کسی از خارج به فيلمسازان بگويد که جامعه چگونه است و چطور بايد فيلم ساخت، به آنها توهين کرده است.
به نظر من اگر در حال حاضر تمام دخل و تصرف های اداره نظارت و معاونت سينمايی از فيلم ها برداشته شود، خود فيلمسازان می دانند که بايد چگونه عمل کنند. البته آگاهی فيلمساز نسبت به جامعه اش و بيان مسائل به گونه ای که در جامعه قابل نمايش باشد به معنی خود سانسوری نيست.
واقعاً همه فيلمسازان ما می دانند که بايد چگونه فيلم بسازند؟
جهت دهی را نخبگان سينمايی و مردم سينمارو انجام می دهند نه مسئولان دولتی. آن چه آدم های دولتی جهت دهی کنند، به ابتذال، سانسور و توقيف فيلم ها کشيده می شود. نخبگان در جامعه سينمايی حضور دارند نه مراکز دولتی، و مردم نيز با استقبال يا عدم استقبال از يک فيلم جهت را برای فيلمسازان تعيين می کنند.
چطور سرنوشت دايره باعث نشد لحن ديگری برای طلای سرخ انتخاب کنيد؟
به اعتقاد من هر دوی اين فيلم ها مشکلی برای نمايش ندارند، منتها آدم هايی که نگران پست و مقام خود هستند از نمايش اين فيلم ها ترس دارند. دنيای اين افراد به اندازه همان ميزشان است و ديدشان را نمی توانند وسيع کنند. در اين ميان مشکل من چيست؟ آدم های کوچک دنيای کوچکی دارند و من نمی توانم در بزرگ کردن دنيای آن ها دخالت داشته باشم.
به نمايش در نيامدن طلای سرخ و دايره تا چه اندازه به شما ضربه مالی وارد کرد و ساخت فيلم جديدتان را عقب انداخت؟
در سال ۸۰ در حال بستن قراردادی به مبلغ ۱۲۰ ميليون تومان برای نمايش دايره بوديم. تمام مراحل برای نمايش فيلم طی شده بود و تبليغاتی هم صورت گرفت که در نهايت روز آغاز اکران، فيلم روی پرده نرفت.
در سال1380، اين مبلغ قابل توجهی بود که می توانست سرمايه فيلم بعدی را تامين کند. اما شرط دريافت اين ۱۲۰ ميليون تومان کم کردن از برخی صحنه های فيلم بود. من به خاطر منافع مالی و شخصی ام حاضر نشدم در فيلم تغييری به وجود آورم.
اين طور که عنوان می شود گويا مشکل طلای سرخ تنها در حذف سه چهار دقيقه از فيلم است.
برای حذفيات طلای سرخ ابتدا ليست بلند بالايی به من تحويل دادند. اعمال تغييرات، فيلم را تکه پاره می کرد و در نهايت با فيلمی بی خاصيت روبرو می شديم. اما بعدها آن ها از موضع خود کوتاه آمدند و خواستار اعمال تغييرات کمتری شدند. پاسخ من به آن ها اين بود که در فيلم هيچ تغييری اعمال نخواهم کرد.
تا چه حد تغيير مسئولان را در تفسير قوانين نظارت موثر می دانيد؟
اصلاً مواردی که تغير مديران در آن تاثيری داشته باشد، قانون نيست. قوانين سرجای خود قرار دارند و آدم ها می آيند و می روند. آن چه در حال حاضر به سينما اعمال می شود، به اعتقاد من نظرات شخصی است تا قانون. اين قانون از کجا آمده؟ در کجا تصويب شده است؟ ما قوانين را زير پا نمی گذاريم. ما نسبت به محيط خود آگاه هستيم و طبق آن عمل می کنيم. مگر من در فيلم هايم به شرع يا اعتقادات کسی توهين کردم؟ و يا مسائل عرف را زير پا گذاشتم؟ اتفاقات فيلم های من در کوچه پس کوچه های شهر تهران رخ می دهد. در اين مرحله حتی اگر قانون مانعی را ايجاد کند اين قانون است که مشکل دارد.
عرضه بين المللی دايره و طلای سرخ با مجوز ارشاد صورت می گيرد؟
نمايی از فيلم طلای سرخ
پيش از آن که آقای حيدريان (معاونت سينمايی سابق وزارت ارشاد) روی کار بيايند فيلم ها توسط فارابی بدون ممنوعيتی به جشنواره های خارجی ارسال می شد، اما از زمانی که مسئوليت معاونت برعهده او قرار گرفت، قوانين کهنه ای را مطرح کرد که مربوط به سال های پيدايش سينما بود. بر اين اساس اگر الان فيلمی بخواهد در خارج از کشور به نمايش در آيد بايد مجوز ارشاد را دريافت کند.
در مورد دايره ايتدا آقای سيف الله داد مخالف خروج فيلم از ايران بودند. زمانی که دايره برای حضور در جشنواره ونيز پذيرفته شده بود، حدود هفت ماه با مسئولان ارشاد مذاکره کرده بوديم.
در آن دوره از سوی کانون کارگردانان نامه ای با امضای ۳۵ فيلمساز به دست مسئولان رسيد تا اجازه دهند فيلم در جشنواره ونيز حضور داشته باشد. وزارت ارشاد تا سه روز قبل از آغاز به کار جشنواره ونيز با خروج فيلم مخالفت می کرد، اما بالاخره اجازه نمايش صادر شد.
اما طلای سرخ شرايط ديگری داشت. وقتی کپی فيلم را برای صداگذاری به فرانسه برده بودم شنيدم که آقای حيدريان اعلام کردند اجازه نمی دهند اين فيلم در داخل و خارج به نمايش در آيد. همان کپی را که به فرانسه برده بودم در اختيار پخش کننده گذاشتم و در حال حاضر فيلم بدون مجوز ارشاد در جشنواره ها حاضر است.
می توانيم بگوييم سرنوشت فيلم هايتان باعث می شود هر سه چهار سال يکبار سراغ ساخت فيلم تازه ای برويد؟
هر وقت فيلمی را می سازم احساس می کنم که آخرين فيلمی است که فرصتی برای ساخت آن به دست آورده ام. نمی دانم اين احساس از کجا می آيد، شايد به اين دليل است که اميد به زندگی در خانواده ما حدود ۵۰ سال است. پدرم در ۵۳ سالگی فوت کرد و عمويم در ۵۰ سالگی و اين روند ادامه دارد. حالا هيچ چيز مرا ارضا نمی کند، نه وضعيت مالی نه هيچ مسئله ديگری. فقط ساخت فيلم خوب به من اميد می دهد.

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home