Sunday, November 05, 2006

نقض پيوسته حقوق بشر در سازمان موسوم به مجاهدين خلق -بخش هفتم

نقض پيوسته حقوق بشر در سازمان موسوم به مجاهدين خلق -بخش هفتم

سعيد سلطانپور

30 OCT 2006

هرزبردن انرژي هاي اعضا و تشكيلات

در جريان موسوم به “ انقلاب ايدئولوژي “ همه كارها متوقف شده بود زيرا به همه دستور داده شده بود كه تنها به پاسخ اين سوال جواب بدهند “چرا مريم ؟ “ شما بايد با مريم در درون خودتان جدال و برخورد كنيد تا جواب را بيابيد.
منظور اين است كه چرا مريم رجوي به جانشيني مسعود رجوي در سازمان مجاهدين رسيد ه است.
هيچ شكي نبود كه هيچ كدام از فرماندهان و رده هاي بالا پاسخي نداشتند و در جو اب ا فرا د مي گفتند شما بايد خودتان انرا بيابيد . نجف (‌قربان كرمي )‌فرمانه دسته گفت هيچ جوابي نيست .!!! فرماندهان مي دانشتند تقريبا بيشتر اعضا مريم را به دليل اينكه همسر مسعود رجوي هست قبول داشتند و و يژگي خاصي در وي نمي ديدند .

در تمامي قسمتها نشست بر گزار شد كه افرا د به اين سو.ال پاسخ بدهند ؟
يكي از افراد كه دانش سياسي نداشت و تنها تحت تاثير تبليغات به سازمان براي تعطيلات از آلمان پيوسته بود ( فكر ميكنم اسم وي فريد بود ) اعلام كرد من ديشب د رخواب با خواهر مريم كشتي گرفتم و خواهر مريم مرا زمين زد . افرادي كه به شيو ه هاي روانشاسانه سازمان آشنائي داشتند و يه قولي “وصل رهبري “ نشده بودند و عمدتا د رته سالن و صندلي هاي آخر مي نشستند لبخندي زدند.
اتفاقا فرداي نشست ،‌ فريد به سمت معاون دسته ارتقا پيدا كرد !! كه قاعدتا بايستي عنصري مجاهد انرا به عهده داشت.
در جمهور ي اسلامي نيز ملاك ارتقا افراد در دستگاه “ ذوب در ولايت “‌است .
يك معاون فرمانده در عمليات فروغ گفت “ اگر د رتنگه ما نتوانستم عبور كنيم بدين دليل بود كه به رهبري وصل كامل نشده بوديم . وقتي از افراد زير مسولت من به من گفت كه وي زير آتش شديد قرار دهد و نمي تواند كار ي كند. اين بار اگر كسي در عمليات شك كند من از وي عبور خواهم كرد.

كساني در نشست برخاستند و مطالبي را ابراز كردند كه كاملا شخصي بود و ارتباطي به جمع نداشت منجمله فردي گفت “ من فكر كردم چرا نتوانستم پاسخ بدهم زيرا در نوجواني با دختر همسايه مان د رشهر ... سكس داشتم“ . و البته از ين اعترافات كم و بيش شنيده ميشد .

رهبري سازمان با تفتيش عقايد و فشار هاي رواني براي اعتراف به كارهائي كه بر خلاف عرف جامعه بود . متاسفانه با گذشت زمان و به بن بست رسيدن سازمان و رهبري ان ،‌تمامي ان اعترافات هنگام درخواست براي جدا شدن از سازما ن برعليه انان به عنوان حربه اي غير اخلاقي استفاده شد.

. از اين مرحله به بعد مسعود رجوي لقب رهبري انقلاب نوين مردم ايران را يدك مي كشيد . از نظر مسعود رجوي علت سرنگون نشدن خميني در پاسخ ندادن به اين چرائي بود و تا اين پاسخ داه نشود خميني سرنگون نخواهدشد ؟‌بر اساس نظريه مسعود رجوي زن مسله اصلي دوران ايران است و تا موقعيت زن حل نشود عملياتي نخواهدبود و اگرعملياتي هم نباشد كه بالطبع سرنگوني در كار نخواهد بود

‌حل نشدن مسئله زن و تناقض آماده باش

هنوز چند ساعت از اعلام اين نتيجه بالا كه بعد از 3 روز نشست شبانه روزي در پائيز 68 در بغداد بدست امده بود ،‌نگذشته بود كه به دستور مريم رجوي آماده با ش كامل داده شد.

گاليندوپل ،‌‌گزارشگر ويژه سازمان ملل در امور ايران بود و جمهوري اسلامي برا ي اولين بار مجبور شده بود كه به وي اجازه بازديد از زندانهاي ايران را بدهد. .
همزمان با رفتن گاليندوپل به ايران اعلام آماده باش توسط مريم اعلام شد. راديو مجاهد هم اعلام كرد كه اماده باش شده است..
مريم رجوي معتقد بود كه پذيرش گاليندوپل نقطه شكست رژيم است. با رفتن گاليندوپل به ايران ، مردم ايران به خيابانها خواهند ريخت . البته اين بار هم مانند دفعات قبل از انجا كه رجويهاي زن و شوهر بر اساس فرضياتي كه نتيجه دور بودن از مردم و محيط ايران بود فرض را بر اين گذاشته بود كه اجازه سفر به گاليندوپل ضعف رژيم و نقطه شكست وي خواهد بود كه موهومات بود .


بيشتراعضا برا ي عمليات شادماني ميكردند بعضي ها هم ترسيده بودند. تقريبا همه از بلاتكليفي خسته شده بودند . براستي اگر اعضا مسخ نشده بودند اين سوال به ذهن خطور ميكرد كه يك جاي كار ايراد دارد زيرا كدام ارتشي كه مي خواهد حمله نظامي كند در راديوي خودش اعلام آماده باش مي دهد و يا اينكه بهانه اي براي هد ر دادن انرژي هاي اعضا بود .

د رهمين اثنا سازمان از كساني كه انگليسي بلد بودند كه بيشر شامل اسراي پيوسته به سازمان بود ند كه در ارودگاه عراق انرا از افسران ايراني ياد گرفته بودند به نوشتن شكنجه ها ي كه بر سر افراد در زندانهاي رژيم امده بود ،‌پرداختند . در بعضي ا زلشگر ها بعضي از افراد به گفته مسولان با خون خود اين نامه ها را نوشتندو البته در نامه هم به نوشتن با خون قيد شده بود .

گاليندوپل از ايران برگشت . و بالطبع تحول عمده اي كه رجوي پيش بيني كرده بود اتفاق نيفتد . لحن سازمان د رراديو و تلويزيون بر عليه گاليندوپل تغيير بافت به طور مستمر به حمله به وي و خودفروختگي وي پرداخته ميشد. د رحاليكه تا قبل از سفر وي مرتبا نمايندگان سازمان با و ي ملاقات داشتند و از وي با احترام و بزرگي ياد مي كردند . هر چند گاليندوپل تاثير زيادي براي محكوميت جمهوري اسلامي در سالهاي مختلف در نقض حقوق بشر داشت.

چرا مريم ؟‌

اكنون كه 17 سال ا زمرگ خميني و 18 سال ا زعمليات فروغ جاودان كه به قول مسعود رجوي ميز توطئه جهاني عليه سازمان را بهم زد !!!؟ گذشته است .
مسعود و مريم هم مثل تمام انسانهاي ديگر حق داشتند و دارند كه در مورد زندگي مشترك خودشان تصميم بگيرند ولي انها حق نداشتند كه دوستي و عشق و ازدواجشان را كه مسئله شخصي بود به جنبش مردم ايران و سازمان مجاهدين پيوند بزنند . از انجا كه دليلي بغير از علاقه و نظر شخصي مسعود رجوي در مورد نابغه بودن مريم رجوي وجود نداشت لذا مسعود رجوي به عنوان يك انسان پيچيده يك مسئله ساده انساني (‌ازدواج و رابطه زناشوئي ) را كه از زمان ادم و حوا وجو داشته و تا اخر دنيا هم احتمالا ادامه خواهد داشت را به يك موضوع بغرنج و پيچيده مبدل كرد . بسياري از اعضا هم كه براستي گيج شده بودند و لي نمي خواستند كه واقعيت را بپذيرند و خودشان با طرح مسائلي كه نمونه هاي ان ذكر شد به اين ازدواج يك بعد ويژه ، انحصاري و انقلابي دادند و انرا بطور اسرا ر اميزي پيچيده كردند.

بالطبع اين سوال هم پاسخ داده شده است كه قدرت طلبي و شهوت دليل انتخاب مريم بود ه است . انتخابي كه باعث هدر رفتن نيروهاي بااستعداد و خلاق و صادق سازمان شد كه تحت رهبري رجوي ها سر از نا كجا آباد در اوردند و كار بحائي رسيد كه كه اكنون آينده سازمان و سرنوشت تشكيلات در دست آمريكائيان است كه هر چند جاي تاسف بسيار دارد ولي نتيجه طبيعي پشت كردن به اصول و حق ميباشد .‌

اتفاقا جرياناتي كه بيشتر مسائل طبيعي انساني را انكار مي كنند بيشتر امكان انحراف و فساد اخلاقي د ر ميانشان وجود دارد. چند روز پيش يكي از رهبران كليسا ي“ اوانجليكال“ بنام كشيش “ تد هاگارد “‌ باتهام رابطه جنسي با يك مرد ديگر مجبور به استعفا شد . كليساي اوانچليكا از مسيحيان بنياد گرا هستند كه از نظر سياسي طرفدار بوش هستند كه راي انان در انتخاب دورد دوم بوش تاثير جدي داشت. انا ن مخالف هم بر سميت شناخته شدن ازدواج هم جنس گراها هستند. متاسفانه اين اقاي كشيش ابتدا فرد مزبور ر ا متهم به دروغگوئي كرد و لي بعداز دو روز اعلام كرد كه وي داروي مواد مخد ر هم از فرد مزبور گرفته بود ه است.
بنظر من خطر در اينجاست كه “ واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند چون به خلوت ميروند ان كار ديگر مي كنند. “ همانگونه كه كسي توقع نداشت كه روحانيون كارهائي دست بيازند كه رسما در دين انان ممنوع شده است واز نظر قانوني هم جرم محسوب ميشود .




زنان و ازدواج

زنان در تشكيلات چريكي همواره براي محمل ( پوشش)‌ به عنوان يك خانواده براي اجاره كردن خانه و عادي نشان دادن براي شك نكردن صاحبخانه ها استفاده ميشدند. از انجا كه عمر چريكي در زندگي مخفي بسيار كوتاه بود بين چند ماه تا 2-3 سال و انها هميشه با لباس و در كنار اسلحه مي خوابيدندو با توجه به صداقت انان د ران دوران و نيز در نظر گرفتن فرهنگ و عرف جامعه كه اين مبارزان انرا رعايت ميكردند ،‌ بالطبع فكر مبارزه و شهادت نمي توانست فكر سو استفاده جنسي از زنان را تقويت كند. هر چند هميشه دستگاهاي اطلاعاتي سعي داشته اند كه رو ابط غير سالم در درون خانه هاي تيمي را به عنوان فساد اخلاق ي در يك جامعه بشدت سنتي مذهبي به عنوان يك جنگ رواني عليه نيروهاي چريكي دامن بزنند.

البته بعد از كشته شدن يك مرد چريك ،‌يك مرد جديد ي به خانه تيمي منتقل مي شد كه به عنوان همسر زن معرفي مي شد. تنها اشاره هائي به روابط تقي شهرام با زنان متعدد در بخش ماركسيستي جداشده از سازمان مجاهدين د رسا لهاي 54 تا 58 اشاره شده است .


نكته اي كه نمي توان از ان گذشت اين است كه به موازات نيمه علني شدن و مخفي شدن ازدواجهاي تشكيلاتي رواج بيشتري گرفته بود. در ازدواج تشكيلاتي اين مسولان سازمانها منجمله مجاهدين بودند كه يا زن و مرد را پيشنهاد و يا اجبار مي كردند. بسياري از اين ازدواجهاي ان دوران بعد ا زسركوب 60 و مهاجرت به جدائي منجر شده است . عموما ازدواجهاي سياسي موفق آميز و دائمي نبوده است .
البته اين مطالب نظرات شخصي بر اساس تجارب و شنيده هاست و نياز به بحث و مطالعه كارشناسانه بيشتر ي دارد.

پيدايش تئوري سكس آزاد در جريانات سياسي

با شروع مبازه مسلحانه در سال 60 و انتقال بخشي از نيروها ي چريكي گروهها به منطقه كردستان كه دران زمان هنوز بخشهائي از ان در كنترل نيروهاي پيشمرگه كرد بود و عدم فشار امنيتي مانند خانه تيمي در شهرها مسئله زن بصورت جدي تر بروز كرد . كردستان دراري فرهنك سنتي بود و تعصب در مورد زنان ميتوانست به قيمت جان عاشق و. معشوق تمام شود. منظوز من مقايسه كردتسان با شهر ي مانند تهران بود كه اين حساسيت كمتر وبد و امكان كنترل ان نيز بدليل بزرگي شهر كمتر بود .
در سالهاي 61 بحثي در تشكيلات چريكهاي فدائي شاخه شهدا رحيم صبوري ( در گيلان در درگيري شهيد شد وي در صدد گشودن جبهه دوم عليه رژيم ج.ا. بود) و محمد حرمتي پور (‌در د رگيري تهران شهيد شد). مسئله سكس آزاد بحث شده بود و لي اينكه به كجا رسيد ه است با توجه به اتمام ان شاخه ،‌مطلبي در دست نيست.
البته با مهاجرت بسياري از فعالين سياسي به غرب و تحت تاثير قرا رگرفتن انان از فرهنگ غرب و ازادي جنسي ، مسلما بحث هاي جدي تر مطرح شده است كه جاي ان در اين مطالب نيست.


ازدواج غير تشكيلاتي آفت جريانات سياسي چريكي غير دموكراتيك

در تشكيلات مجاهدين ازدواجهاي غير تشكيلاتي به عنوان آفت تلقي ميشد زيرا اگر زن سياسي نبود و يا عضو سازمان سياسي ديگري بود بالطبع د رخانواده هميشه بحث عقيدتي و سياسي در ميان بود . در حاليكه ازدواجهاي تشكيلاتي راحت تر قابل كنترل بودند بويژه د رسازمان مجاهدين كه زن و شوهر تشكيلاتي بدليل گزارش نويسي به راحتي قابل كنترل بودند و افكار انان بسرعت خوانده ميشد.
بعد ا ز طلاق مريم عضدانلو سال 1364 از مهدي ابريشمچي و ازدواج با مسعود رجوي ، آذر خياباني كه 19 ساله بود ا زسوي تشكيلات به همسري ابريشمچي كه 45 ساله بود در امد.
با توجه به تعداد كم زنان در تشكيلات ، بالطبع افراد مجرد هم وجود داشتند . البته در ان دوران اكثريت با اعضا قديمي سازمان بود كه به مسائل اخلاقي اهميت مي دادند و رجوي يكه تاز نشده بود و فتوا نداده بود كه هر گونه گناهي ازاد است از انجا كه فرد شهيد گناهانش بخشيده ميشود .



انتصاب زنان ، رشد و صلاحيت يا حذف مدعيان احتمالي رجوي ؟

به مرور بعد از شكست هاي سازمان مسعود رجوي بعد از انتصاب مريم به عنوان جانشيني قدرت زيادي به زنان داد. بسياري از رده هاي فرماندهي توسط زنان اشغال شد . مردان به حاشيه رانده شدند .
زنان با توجه به اينكه د رجامعه سركوب شده بودند با قرا رگرفتن در موضع قدرت در خشونت بسرعت از مردان سبقت ميگرفتند . بنظر مي ايد مسعود رجوي با ميدان دادن به زنان عملا مردان را از حلقه خود دورتر كرد و بدين ترتيب زنان قدرت رجوي را تحكيم بخشيدند .
در چريان انقلاب ايدئولوژي و چرائي خانمي در نشست عمومي انتصاب مريم بر خاست و به مسعود گفت “ من الان فهيمدم كه عاشق تو بودم كه تا كنون در اينر اه ادامه دادم ‌“. البته ازين مطالب در نشستها كم گفته نشد
.
كم كم خانواده ها كه در عراق زندگي مي كردند تنها ميتوانستند جمعه ها همديگر را ببينند. تا قبل از 71زناني كه به سازمان مي ييوستند بسرعت توسط رده هاي فرماندهي خواستگاري ميشدند. بعضي از اين زنان كه از اروپا و آمريكا امده بودند د رمقابل اين فشارها مقاومت مي كردند. مشكل زن با توجه به طولاني مدت شدن اقامت در عراق و با توجه به تغذيه بسيار عالي و هواي گرم عراق مسئله جدي براي سازمان شده بود تا اينكه رجوي در 1371 رسما از همه اعضا خواست كه همسران خود را 3 طلاقه كنند زيرا به نظر مسعود رجوي اين ازدواجها مانع از علاقه 100%‌به رهبري سازمان شده بود واين دليل پيروز نشدن سازمان بود.

تقريبا تمامي افراد عليرغم ميل باطني خود به اين امر غير دموكراتيك تن دادند. در سازمان بغير از مسعود و مريم كسي نبايستي زن و شوهر مي ماند و يا ازدواج ميكرد.
ازدواج و يا زندگي مشترك حق طبيعي و اوليه انسانها بو د كه توسط مسعود رجوي نقض شد.

عدم رابطه سالم بين زنان و مردان به بحران ها ي اخلاقي و رواني در سازمان انجاميد . نشست هاي “‌جيم “‌براي اعتراف اعضاي مرد كه بايد در جضور جمع لحظاتي را كه به زن فكر كرده بود ند و يا با دين زن ااحساس پيدا كرده بودند به صورت هفتگي شروع شد.( 2003)
در اين جلسات همه اعضا مجبور بودند كه در ميان جمع و در حضور زنان به اين تصورات اعتراف و اظهار پشيماني كنند. .

دربين مردان خود ارضائي ،‌ارتباط با جنس موافق رشد زير زميني پيدا كرد بويژه اعضا كه بعد از سقوط صدا م نمي توانستند مانند سابق در محلات بغداد تردد كنند.


د رمورد زنان چگونگي حل مسئله جنسي در ميان نيست .

مواردي از رابطه بين زنان و مردان فرمانده به گوش ميرسيد كه البته وجود ان غير واقعي نبود بلكه
مخفي كردن و نيز تقبيج ان بدون اينكه مسئله ريشه يابي شود جاي سوال دارد كه به مواردي از ان اشاره خواهم كرد. يكي از دلايلي كهسازمان سعي دارد تمامي لحظات افراد را با كار هيا بيهود هپر كند براي اين است كه انان فرصت پيدا نكنند به مسائل مادي و شخصي خود بپردازند.

.

نمونه هاي از كمبودهاي جنسي و سو استفاده ها ي جنسي و اثرات آن

قبل از اينكه وارد اين مبحث شوم مايلم كه نظر خودم را ابراز كنم كه منظور من از ذكر اين نمونه ها ، ز ير سوال بردن جريان رجوي بدليل وجود اين گونه مسائل از موضع عرف سنتي و ديني جامعه نيستم. زيرا معتقدم كه انسانها آزاد افريد ه شده اند و خدا حق ازدواج را يك حق براي همه بشر دانسته است . شكي نيست كه هنر مبارزه با داشتن خانواده ارزشمند تر است. فدا كاري براي مردم با وجود خانواده و علائق به انان هست كه ارزش بيشتري پيدا ميكند . از منظر جوامع دموكرات و سكولار هم رابطه بين زن و مرد يك حق خدشه ناپذير طبيعي است كه تنها رضايت طرفين كافي است.

من خودم را در موضعي نميدانم كه انان را كه مرتكب خلاف اخلاقي شده اند نقد كنم زيرا اين افراد از هويت عقيدتي و اخلاقي به بهانه مبارزه با رژيم خميني به هر قيمت ،‌ در طول ساليان دراز تهي شده بودند ..

ولي انتقاد من به رهبر ي و مسولين تشكيلات هست كه از وجود چينين مسائلي آگاه بوده اند و به بهانه سو استفاده رژيم با ان بر خودر ريشه اي نكردند و نه تنها انرا افشا نكردند بلكه بر وجود ان هم سرپوش گذاشتند و اين جاست كه نه تنهامرتكب اشتباه بزرگي شده اند بلكه مرتكب خيانت شده اند .

و در انزواي كامل بدور از جامعه ايران و عراق بسر مي بردند. اتفاقا چيزي كه د راين مورد به ذهن من رسيد اين است چگونه 5ميليون و 200 هزار نفر غراقي از سارمان حمايت ميكنند ولي تا كنون سازمان يك تفر عراقي را كه به سازمان پيو سته باشد معرفي نكرده است كه خود اعتبار اين امار را زير سوال مي برد.
و اينكه چگونه يك نفر از اين افراد با وجود اقامت چندين ساله در عراق با يك زن و يا مرد عراقي ازدواج نكرده است زيرا عشق كه مليت نمي شناسدو دل هم با مذهب كار ي ندارد . اين منطق نشان از انزواي سازمان در عراق دارد . مقايسه كنيد با سازمان آزادي بخش فلسطين كه افسران ان با زنان كشورهاي مختلف ازدواج كرده اند


مردان وزناني كه درمحيط هاي بسته مانند پادگانها ، زندان ،‌ جوامع سنتي بدون اينكه با اجتماع بيرون تماس داشته باشند و از ابتدائي ترين اصول زندگي مشترك محروم باشند، به شيو ه ها ي نا سالم و بعضا غير اخلاقي متوسل خو اهند شد . اين موضوع سابقه تاريخي دارد و در فرهنگ ايارن اگرچه تقبيحج شده است ولي رواج داشته است. همانند جامعه فعلي ايران كه سكس و روابط جنسي يك تابو هست كه با نديده گرفتن ان توسط رژيم به يك معضل خطرناك اجتماعي و زير زميني تبديل شده است كه اثرات منفي انرا بر تربيت نسلهاي آينده ايران مشاهده خواهد شد .


در جامعه اي كه ارتباط سالم بين زنان و مردان وجود نداشته باشد ان جامعه دچار ناهنجاريهاي رواني و اجتماعي هست . چنين جامعه اي از حقوق اوليه انساني خود محروم شده است بيمار است . سازمان مجاهدين هم تافته جدا بافته ا ي نيست هر چند رهبري سازمان آگاهانه تلاش ميكند اين مناسبات را مخفي نگه دارد


عليرغم ادعاهاي رجوي در مورد سالم بودن قرارگاه اشرف بايستي به اين بخشنامه اشاره كرد كه در طو ل روز هميشه 2 زن بايستي با هم تردد ميكردند و در شب به 3 نفر مي رسيد.

مسعود رجوي در نشست باقر زاده در سال 99 ميگويد “ يك نفر كه الان در خارج است قصد تجاوز به عضو ي را داشته است كه زن مورد بحث با كلاشينكف دنبال ان فرد كرده بود.
فرد مزبور به ابو غريب فرستاده شده بود . گويا وي بعدا به سوئد مي رود و با انجمن هوادا سازمان همكاري ميكند.
اين بحث را رجوي در مورد اينكه وظايف رهبر ي چقدر سخت است مطرح ميكند. وي ميگويد ما اين فر د را به اين دليل به ابو غريب فرستاديم كه ان خواهر با اسلحه دنبالش كرده بود .“


- دور خوابگاه زنان در پادگان اشرف سه رشته سيم خاردار بود كه نشان از نا امني محيط براي زنان داشت . هرچند خوابگاه زنان درون اشرف بود و دور تا دور پادگان اشرف توسط آمريكائيان حفاظت ميشد.

- زهرا حسيني فرمانده قرارگاه زنان در 2004 مي گويد چندين مرتبه تعدادي از مردان سعي كرده بودند به داخل اين محوطه نفوذ كنند كه نتوانسته بودند.

- مواردي از پريدن مردان به داخل محوطه زنان از سيم خاردار براي ديد زدن انان گزارش شده بود
(2001)

-در مركز 22 قرار گاه علوي دربعقوبه در سال 2002 يكي از مردان از ديوار اسايشگاه زنان كه ديواري در حدود 2 متر داشت بالا رفته بود . مسو لان براي اينكه از اين كار جلوگير ي كنند در علوس و بعد هم د راشرف بالاي ديوار را به سبك دوران فئوداليته شيشه هاي شكسته نصب كرده بودن كه باعث زخمي شدن افراد ي كه به اين كا ر مبادرت ميكنند ، شود./

من از ذكرنامهاي كامل خوددار ي ميكنم:
-(ش) جوان 20 ساله بدون وابستگي عقيدتي به دفتر فرمانده اش (‌م) 40 ساله خوانده ميشود. (م ) د رهنگام صحبت به صندلي نزديك (ش)‌مي ايد . انها شروع به تماس بدني ميكنند كه يكي ديگر ا ززنان فرمانده وارد ميشود. مرد جوان زير فشار مجبور ميشود كه توبه نامه بنويسد.


(اد) با زن مجاهدي در پشت اصطبل رد قرار گاه علوي سكس داشته است كه عضو ديگري
( اص) متوجه ان ميشود. سال 2000
(ر) در سال 20000 با خانم (ج)‌ از معاونين فرمانده ارتباط جنسي داشته است كه لو ميرود.
(م) فرمانده “ ب.ام .پي “ با زني بنام (م) ا زاعضا در داخل ماشين در پادگان اشرف سكس ميكند.سال 2003 . زن بعدا مدعي ميشود كه “ميم“ وي را فريفته است . “ م “ به مدت د و هفته غايب ميشود وي بعدا به قرار گاه 11 علوي منتقل شد .


+در سال 2002 بعد از اينكه حداقل يك مورد سكس با قاطر در قرار گاه علوي كشف ميشود تمامي قاطرها را از مراكز جمع كرده و در محل اصطبل نزديك درب خروجي به پاركينگ زرهي انانرا مستقر ميكنند.



بنابر اين براي اينكه غريزه جنسي كنترل شود سازمان با تمام وسايل سعي ميكرد كه زندگي خصوصي اعضا را هم كه ديگر وجود نداشت كنترل كنند. به عنوان نمونه :


+برادران حق نداشتند كه با خواهران خود در ملاقاتهائي كه بعضا صورت ميگرفت در جلوي جمع دست بدهند و يا يكديگر را ببوسند. اين د ر حالي بود كه همواره مسعود در نشستها دست در دست مريم وارد ميشد .
مريم در تمامي ملاقاتها با نمايندگان دولتهاي خارجي با انان دست مي داد ولي سعي ميشد كه عكس برداشته نشود كه بهانه اي به رژيم و جناج افراطي تر ان ندهد. .

زنان حق نداشتند كه بدون روسري كه جز ئي از يونيفورم ارتش حساب ميشد ، ظاهر شوند . معدود زناني بودند كه از غرب به ارتش پيوسته بودند و البته ماندگار نمي شدند و لي مجبور بودند كه از روسري استفاده كنند. يعني محدوديت و عدم انتخاب آزادانه مانند جمهوري اسلامي وجود داشت. تقريبا تمامي رناني كه از سازمان جدا ميشدند در كشورهاي پناهنده پذير مانند تركيه كه بالطبع زنان مسلمان مانند غرب در فشار سياسي و فرهنگي براي برداشتن روسري نبودند ، روسري را بر مي داشتند . كه نشان از عدم باور ان زنان به داشتن روسري بود. اتفاقا تمامي رختران نو جواناني كه از غرب به اشرف با فريب و تطميع برده شده و امكان انتخاب آزادانه را ندارند بر اساس تمامي عكسهاي موجو ئ و فيبمها ،‌روسري ند اشتند ولي در اصرف مجبور به روسري گذاشتن شدند.
از انجا كه سازمان در تمام اين سالها نه بر اساس آگاهي بخشيدن و فرهنگ سازي برا ي يك انتخا ب آزادانه ؤ‌اگاهانه عملكرده است بلكه بر اساس فشار و فتوا ي رهبري سازمان براي اطاعت كردن پيروان صورت گرفته بود لذا امكان كشف حجاب را ندارند و در غير راينصورت مشف حجاب را با توجه به دافعه رژيم در داخل كشور بويژه در ميان اكثريت زنان برا ي مطرح كردن خود انجام ميدادند . انقلاب صوري و خودخوانده مسعود رجوي براي ازدواج خودش با مريم ، اعلام ناگهاني پرچم شيرو خورشيد، حرام كردن زنان بر مردان و مردان بر زنان كه خلاف قران و سنت رسول خدا و،‌عرف جامعه ايران و نيز اصول اوليه حقوق بشر و نقض حق طبيعي هر انسان م ي باشد . هم چنين موضوعاتي مانند اعلام ناگهاني پرچم شير و خورشيد به عنوان پرچم اصلي و همكاري ( به عنوان عامل) ، با جنگي ترين و خشن ترين جناح آمريكا كه شكنجه بر اي اعتراف گرفتن را تدوين رسمي كرده و انرا به صورت رسمي توسط رامسفيلد بخشنامه مي كند . همكار ي با سازمان سيا “‌ برا ي كسب اطلاعات از داخل ايران (‌ريموند تيتنر - از نو محاغظه كاران و حاميان سازمان - راديو فردا 2004 )كه از ربودن مخالفان در كشورهاي دوست غربي مانند ايتاليا و منتقل كردن انا ن به زندانهاي مخفي در اروپاي شرقي و تحويل انان براي كسب اعتراف در زير شكنجه به كشورهائي كه در ليست تروريستي امريكا قرار دارند،‌خوددار ي نمي كند و نمونه افشا شده“ ماهر ارار “كانادائي سوري الا صل كه به سوريه فرستاده شد . به اين مجموعه ضدا خلاقي بايد منصوب كردن ييشنماز در مسجد پادگان اشرف با عبا و عمامه ( گزارش جواد فيروزمند -نوامبر 2006)‌ را اضافه كرد.


داستان شكنجه ماهر ارار

كه با كمك پليس كانادا و اف .بي . آي تنها بدليل هم مسجدي بودن با يكي از مشكوكان به شبكه القاعده به سوريه تحويل داده شد سال 2003. وي مدت 9 ماه زير وحشيا نه ترين شكنجه هاي سازمان امنيت سوريه قرار گرفت. ماهر ارار با تلاش بي وقفه سياسي همسرش و جلب حمايت كانادائي ها به كانادا بازگشت. ماه گذشته كميسيون تحقيق ،‌پلپس فدرال را رسما به در دست داشتن در اين شيوه غير اخلاقي اعلام كرد . كميسيون همچنين “ماهر ارار “ را از اتهام تروريستي مبر ا كرد. “ ارار “ هفته گذتشه براي دريافت جايزه حقوق بشر توسط يك نها د آمريكا ئي به واشنگتن پرواز داشت كه بدليل بودن در ليست تروريستي آمريكا،‌پليس مرزي از ورود وي خوددار ي كرد.سازمان خود به سانسور فيلم ها دست مي زد به عنوان نمونه در فيلم رابين هود با شركت “كوين كاستنر “صحنه اي كه رابين هود د ركنار درياچه دوستش را ميبوسد ان صحنه بوسيدن سانسور شده بود.
اين در حالي بود كه ديدن فيلم هاي سكسي در بين نو جوانان قرارگاه مخغيانه رواج داشت.
وقت نوجوانان با گفتار د رمورد رابطه هاي جنسي پر ميشد كه البته هيچگاه در نشستها ي “جيم “ مطرح نمي شد زيرا هر چند نفر حلقه گروه خود را داشتند كه مي توانستند به هم اعتماد كنند.


چند نمونه سو استفاده جنسي ازپسرا ن نو جوان

(ا لف) مسول اصطبل از اعضاي سازمان ،‌ قرار گاه علوي ،‌وي در سال 2002 با 5 نفر ديگر
براي شناسائي به منطقه مهران مي روند. سه نفر ا به داخل ايران ميروند و سه نفر منجمله الف مسول گروه در داخل خاك عراق باقي مي مانند. بعد از مدتي (الف) نفر سوم را براي مراقبت به جلو مي فرستد كه بر خلاف روش معمول بوده است. ( الف )‌ سپس شروع به تماس جنسي با عضو باقي ماند ه كه جوان خوش سيمائي هست و د رنو جواني به عراق برده شده است ،‌مي كند. فرد سوم با دوربين شب متوجه رفتار وي ميشود و از انجا كه جوان ديگر هم مخالف بوده است وي بر ميگردد و موضوع متوقف مي شود.


(ر) نو جوان كه يك بار از ادوكلن مادرش استفاده كرده بود باعث تحريك يك عضو شده و در علوي مورد سو استفاده جنسي قرار ميگرد.

( ت) همنو جوان ديگري بود كه مورد ازار جنسي توسط اعضا ميانسال قرا رگفته بود.

گزارشاتي است كه روابط جنسي بين بعضي از اين نوجوانان وجودداشته كه با موافقت خودشان بوده است و اگر چه غي راخلاقي بوده است ولي با توجه به شرايط نمي توان انرا ازار و يا سو استفاده جنسي ناميد.

براي جلوگير ي از سو استفاد ه جنسي انرا افشا كنيد تا از تكرا ران جلوگيري شود مطلع شوند

حداقل با دو تن از فرزندان رده هاي بالا ي سازمان سو استفاده جنسي شده است . نكته تاسف بار اين است كه اين مسولان هيچ گونه اعتراضي به نقض حقوق انسان در قرار گاههاي سازمان كه در سالهاي اخير شدت يافته است ، نكرده اند.

براي جلوگير ي از هر گونه سو استفاده جنسي در هر محلي ، بايد انرا بيان كرد. با سكوت تنها زمينه براي ادامه ان فراهم ميشود. خوشبختانه دنياي غرب تا حدود زيا دي با اين موضوع بر خورد كرده است و ما شاهد مواردي زيادي از افشاي سو استفاده هاي جنسي نو جوانان و كودكان در تيم هاي ورزشي ، كليسا ها ، و مدارس متعلق به كليساها توسط كشيشان و نيز سياستمداران بوده و خواهيم بود.
بنابر اين اگر كسي تصور كند ايران تافته جدا بافته اي هست كه چنين سو استفاده اي جنسي بر عليه كودكان ،‌نو جوانان و. دختران و زنان نبوده است ، تنها خود فريبي بيش نيست.

اتفاقا جرياناتي كه مدعي پيشتازي هستند بد نيست كه ابتدا از داخل جريانات خود شروع كنند تا موارد احتمالي روشن شود تا به بقيه سو استفاده شدگان در جامعه ، شهامت بيرو ن ا مدن را بدهد. نمي شود در مورد تجارت بي شرمانه دختران جوان ايراني اعتراض كرد ولي چشم را به سو استفاده هاي احتمالي در درون جريانات سياسي بست.

د رمورد رژيم هم شكي نيست كه سو استفادها ي جنسي فراواني در تمامي سطوح از مدرسه تا حوزه و ا زاداره تا زندان شده است . بالطبع نياز به يك دولت ملي و اراده ملي براي حل اين زخم و ريشه يابي ان و جلوگيري از تكرار ان دارد. در دنياي امروز نمي توان چشم ها رابر سو استفاده جنسي بست و تظاهر كرد كه براي جامعه عادلانه مبارزه مي كنيم.



در مورد نويسنده گزارش

× سعيد سلطانپور در سال 57 همزمان با حضور در دانشگاه تهران به سازمان مجاهدين خلق مي پيوندد كه تا سال 1369 ادامه داشت . وي در 1990 رسما از سازمان به دليل انحراف در شيوه بنيانگذاران كه استقلال و آزادي ايران و نيز منافع مردم ايران بود ،‌ جدا مي شود .
وي منظور از انتشار اين گزارش را براي اينكه نسلهاي آينده ايران از تجربه شكستهاي جنبش درس گرفته وانرا تكرار نكنند،‌ مي داند .

البته اين نقض حقوق بشر در ديگر جريانات سياسي هم با توجه به ميزان گستردگي انان مي تواند وجود داشته باشد. كتابهاي “ خانه عمو يوسف “ نمونه اي از اين نقض حقوق بشر مي باشد.

وي از 1991 در كانادا در تبعيد بسر مي برد . ,وي ارموسين و نويسندگان گاهنامه “راه “ نشريه كانون ايرانيان مسلمان در تبعيد در كانادا بوده است . وي مدت يكسال سردبير ماهنامه انگليسي زيان “ تاكسي پس “‌تورنتو بود . از وي صدها مقاله و ترجمه به فارسي در زمينه سياسي و اجتماعي و حقوق بشر در هفته نامه هاي “‌پيك روز “ و “ شهروند“ كانادا و سايتهاي ايراني منتشر شده است.
وي يكي از موسيسن كانون انديشه ،‌گفتگو وحقوق بشر براي ايران در تورنتو هست كه براي ارتقا حقوق انسانها و حقوق شهروندي در ايران تلاش ميكند.
. در صورت تمايل برا ي آشنائي بيشتر به وب لاك بيان مراجه نمايئد.
www.kanoun-e-bayan.blogspot.com
نظرات ، سوالات خود را مي توانيد با آدرس پستي با وي مطرح كنيد.
ssultanpour@yahoo.com
وب لاك كانون انديشه ،‌گفتكگو و حقوق بشر
www.cdhriran.blogpsot.com

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home